وقتی تو نیستی
دوستانم
7
 

سلام .

صبحتون اهورایی!

 

منگر چنين به چشمم، ای چشم آهوانه

ترســــم قـــرار و صبـــرم برخيزد از ميانه

 

ترسم به نام بوسه غارت كنم لبت را

با عذر بی قراری ، ايــــن بهترين بهانه

 

ترسم بسوزد آخــر، همراه من تو را نيز

اين آتشی كه از شوق در من كشد زبانه

 

چون شب شود از اين دست، انديشه‌ای مدام است

در بـــــركشيدنت مست، ای خــــواهش شبـــانـــه

 

اي رجعت جوانی، در نيمه راه عمرم

برشاخه ی خزانم نا گـــــه زده جوانه

 

ای بخت ناخوش من، شبرنگ سركش من

رام  نوازش  تــــو، بــــی تيـــــــــغ  و تازيانه

 

ای مرده در وجودم ، با تـو هراس توفان

ای معنی رهايی! ای ساحل! ای كرانه

 

جانم پر از سرودی است، كز چنگ تو تراود

ای شـــــور ای ترنــــم،ای شـعر ای ترانه!

 

                                                                        حسین منزوی

 

 

 

 

 

همزمان با آغاز هفته خوشنویسی و سالروز هفتادو شش سالگی استاد دکتر شفیعی کدکنی

 

گشایش جمعه 17 مهر از ساعت 15 الی 19

بازدید 18 تا 23 مهر ماه از ساعت 9 الی 18 

 

تهران،یوسف آباد،خیابان سید جمال الدین اسد آبادی ،خیابان 21،بوستان شفق،فرهنگسرای شفق

 

 

 

بعدنوشت:

+ چند وقته این جوری صفحه ام رو باز نکردم و با حال خوش ننوشتم ؟ حال خوشی که حاصل هیچ

تغییری نیست ، جز مرهم زمان و معجزه ی گذرش .. شهریور اینجا با بوی پاییز شروع شد و حال دل

ما رو عوض کرد .. بی بهانه التیام شد . کاش دوباره دور هم جمع بودیم مثل سابق .. هر چند دیگه 

بلاگفای بی ادب رو دوست ندارم که مدام گوشه ای از آرشیومون رو قورت می ده و پاسخگو هم نیست

ولی این عیب بزرگ در من هست که اگر به جایی و کسی دل داده باشم ، جایگزین کردنش با جای 

دگر و آدم دیگر ، خیلی برام سخته .. خیلی زیاد .. 

++ تولدم گذشت .. همون روزهایی که بلاگفا خراب شده بود . نمی خواستم هم چیزی بنویسم . 

دوستانی که اینجا پیدا کردم ، هنوز به من وصلن .. بی بلاگفا حتی .. اما دلم برای عمو مهرم تنگ 

شده که روز تولدم سر بزنه و به خودشیفتگی من بخنده .. دلم واقعا هوای بودنش رو داره .

+++ و عکس پست ! مریمانه ی دیگه ای در راهه . مریم رو تحسین می کنم برای هنر نابی که به 

سادگی به دست نیاورده .. هنری که تنها حاصل پشتکار خودشه و هنری که به زودی زود ، براش نامی

بسیاااااااااار بزرگتر از این که هست به ارمغان میاره ، هر چند همین حالا هم استادی برازنده ی نامش

هست . روزهای درخشان تری رو در انتظارش می بینم . همون طور که در تمام اپلیکیشن های در دسترس

گفتم ، به شرط زنده بودن گشایش نمایشگاهش رو در کنارش شاهد خواهم بود و البته خوشحال تر می شم

اگر هر کدوم از شما بتونه این لحظات ناب رو با ما به تماشا بشینه .

++++ ساده و بی تکلف ؛ دوستتون دارم .

[ سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 9:36 ] [ رویا ]
درباره وبلاگ

اينجا پنجره اتاق من است به حياط خلوت دل تو.هر روز بازش ميکنم شايد تو آنجا باشي ،آن سوي پنجره.
امکانات وب