وقتی تو نیستی
دوستانم
7
 

سلام.

صبحتون آفتابی!

 

۱. کوبانی ! ک و ب ا ن ی ... تا به حال اسمش رو هم نشنیده بودم .. اما حالا می دونم جایی در

این دنیا هست که برای مردمش هنوز برابری جنسیتی و آزادی مذهبی مهمه .. جایی که زن و مردش

دارن با تمام توان برای آزادیش می جنگن.

به عکسای کوبانی که نگاه می کنم وجودم پر میشه از حسای متضاد .. دخترا و زنای زیبای کرد که

اسلحه دارن و بچه هایی که توی همون وضعیت هم لبخندشون بی نظیره ..

می گن د ا ع ش ضربات سختی از کوبانی خورده .. من هیچی از این مسائل نمی دونم ..فقط دلم

می خواد روزی به زودی کوبانی آزاد بشه .. و خنده ی شیرین روی لبان دخترکان زیبا ، دوباره خودنمایی

کنه .

 

۲. ا م ر به م ع ر و ف و ن ه ی از م ن ک ر .. بازم به زور قراره به ح ج ا ب و ع ف ا ف رو بیاریم .. من

خودم توی یه خانواده ی سنتی و مذهبی بزرگ شدم .. و تا همین دو سه سال پیش هم تحت تاثیر

این جو بودم .. همین الان هم نه ظاهر و نه پوشش خاصی دارم .. اما دلم می خواد هر کسی در هر

جایی که زندگی می کنه بتونه آزاد باشه در انتخاب پوششی که می خواد .. ماجرای ا س ی د پاشی

اصفهان برام خیلی غم انگیزه .. اتفاقا کسانی که طرف حمله قرار گرفتن خانومایی با پوشش معمولی

بودن و تنها وجه اشتراکشون راننده بودنشون بوده ( این طور که من شنیدم و خوندم) !

هر روز بیشتر و بیشتر سقف این خونه داره کوتاه میشه .. اون قدر که خم شدن ما ازش دردناک شده.

خیلی دردناک !

 

 

بعدنوشت:

+ آستانه ی خشمم خیلی پایین اومده .. نمی دونم از عوارض سن و ساله و یا حق دارم .. مسائل

اجتماعی و دردهایی که جامعه بهم میده خیلی بیشتر از مسائل فردی آزارم میده ..

++ شما هم مثل من سیاهی ها رو زیاد می بینین ؟  چه نکته ی مثبتی توی ذهنتون هست که زندگی

در دوره ی حاضر رو راحت تر بکنه ؟

+++ بطالت ..چیزیه که این روزا دارم مشق می کنم!

 ++++ کامنتای پست قبلم بی جواب مونده .. بی حوصله ام . انگار دیگه آدم وبلاگ نیستم .

[ یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 ] [ 9:4 ] [ ر.و.ی.ا ]
درباره وبلاگ

اينجا پنجره اتاق من است به حياط خلوت دل تو.هر روز بازش ميکنم شايد تو آنجا باشي ،آن سوي پنجره.
امکانات وب