وقتی تو نیستی
دوستانم
7
سلام.

صبحتون به زلالی شبنم !

 

 

در ازدحام این همه ظلمت بی عصا

چراغ را هم از من گرفته اند

اما من

دیوار به دیوار

از لمس معطر ماه

به سایه روشن خانه باز خواهم گشت

پس زنده باد امید  

 

در تکلم کورباش کلمات

چشم های خسته مرا از من گرفته اند

اما من

اشاره به اشاره

از حیرت بی باور شب

به تشخیص روشن روز خواهم رسید

پس زنده باد امید

 


در تحمل بی تاب تشنگی

میل به طعم باران را از من گرفته اند

اما من

شبنم به شبنم

از دعای عجیب آب

به کشف بی پایان دریا رسیده ام

پس زنده باد امید

 

در چه کنم های بی رفتن سفر

صبوری سندباد را از من گرفته اند

اما من

گرداب به گرداب

از شوق رسیدن به کرانه موعود

توفان های هزار هیولا را طی خواهم کرد

پس زنده باد امید

 

چراغ ها ، چشم ها ، کلمات

باران و کرانه را از من گرفته اند

همه چیز

همه چیز را از من گرفته اند

حتی نومیدی را

پس زنده باد امید

                                                                                   سید علی صالحی

 

 

 

بعدنوشت :

پاک ترین و دلرباترین شبنم زندگی ام!

 می شود مدیون صفحاتی شد از جنس مجاز که آن چنان نیمه ای از خودت را به تو می رساند که

تو مبهوت بمانی .. تو برای من فرای یک دوستی .. پاره ی تنی .. بخشی از دل .. نیمه ی دور روح و

من شاکر روزگاری هستم که تو را سر راه زندگیم قرار داد .. و قدردان خانه ای که هیچ وقت تصور نمی کردم

چون تویی را به زندگی ام هدیه بدهد .. 

تولدت برای من ، برای همه ی ما ، سرشار است از حس خوب داشتنت .. که همگی ما به مهر خاص 

و دل مهربانت ایمان داریم و به بودنت می بالیم .. 

امید و امید و امید را برایت می خواهم .. که امید بال پرواز است . زادروزت شاد عزیز دل و جانم!


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 8:46 ] [ ر.و.ی.ا ]
درباره وبلاگ

اينجا پنجره اتاق من است به حياط خلوت دل تو.هر روز بازش ميکنم شايد تو آنجا باشي ،آن سوي پنجره.
امکانات وب